روى گونسالس دو كلاويخو ( مترجم : مسعود رجب نيا )
291
سفرنامه كلاويخو ( فارسى )
بود . يكى نژاد زاترل كه بر جاى ماندند و ديگر آنان كه به اين محل اخير كوچ كردند . در سمرقند ترتيب و نظمى با نهايت شدت برقرار است ، و هيچكس جرأت نزاع با ديگران را ندارد و بهمسايهء خود به زور و عنف بيداد نميكند . و براستى كه هيچ نيازى به نزاع ندارند ، زيرا كه تيمور آنانرا به حد كافى بجنگ و پيكار وادار مىكند منتهى در بيرون از حدود مرزهاى كشورش . بهنگام سفر جنگى ، اعليحضرت با خود گروهى مأموران اجراى عدالت دارد كه عدالت را چه در اردوگاه و چه در كاخ بموقع اجرا ميگذارند . در شهرستانها نيز هر جا كه اين قضات بروند ، عدالت را دربارهء همهء آنان كه شكايتى داشته باشند اجرا ميكنند . قضات مخصوصى مأمور داورى در امور جنائى و خونريزى حاصل از نزاع هستند و قضات ديگرى نيز مسؤل رسيدگى باختلاس و حيف و ميل وجوهى كه زيان آن بحكومت ميرسد هستند . و همچنين داورانى هستند كه مسؤل كارهاى مأموران حكومتند و در شهرستانها و شهرها به شكايات مردم از تعدى مأموران رسيدگى ميكنند . سرانجام مأموران رسمى ديگرى نيز هستند كه از سفيران بيگانه پذيرايى ميكنند . بدينگونه سه دستگاه دادگسترى هست و هر جا كه اردوى شاه برود آن داوران هر يك در ادارهء خاص خويش در سه چادر بزرگى كه برافراشتهاند به كار مجرمين و جنايتكاران رسيدگى ميكنند و شكايات آنانرا ميشنوند و حكم صادر مىكنند . اما پيش از آنكه حكم صادر كنند به حضور تيمور ميروند و موضوع را به او عرضه ميكنند . آنگاه حكمها را شش شش و چهار چهار با هم اجرا ميكنند . هرگاه كه حكمى كتبى بايد نوشته شود ، داوران به منشيان خويش دستور ميدهند كه بيايند و آن را بنويسند . اما از آنجا كه خط آنان كوتاه است ، به زودى حكم نوشته مىشود و اين امر بپايان ميرسد . به مجرد آنكه موضوع برشته تحرير كشيده شد ، مطلب را در دفترى كه نزد منشى است نقل و آن را امضاء ميكنند . آنگاه حكم را بدادستان ميدهند تا آن را بموقع اجرا گذارد .